شیر آب
نوشتهشده به دست در 20 دسامبر 2009
با اکراه دست برد به شیر آب . بدون اینکه بازش کنه دستش روش می مونه . سرش آروم به پائین خم میشه و چشماش رو می بنده . آخرین تصویری که تو ذهنش جای پا گداشته ، قرمزی زنگ دور جاهک سینکه . خیلی وقته که شیر چکه میکنه برای همین هم با زور بستنش دیگه عادت شده . آروم ولی با فشار شیر آب رو باز میکنه . یه مشت آب سرد به صورت کمی به خودش میاره .چشماش رو باز می کنه … خوردگی سینک سر جاشه …
این میتونه یه ایده ی متفاوت باشه….
بعضي وقتا هرچه قدرم يه متنو آدم مي خونه باز نميتونه چيزي بگه … مث الان!